آخرین خبرها
خانه » مقالات » آسیب شناسی و فرق انحرافی » سوء استفاده از عقايد مهدويت (2)

سوء استفاده از عقايد مهدويت (2)

00542
نويسنده: دکتر احمد (رجبعلي) زماني

هـ) صفات شخصي حضرت مهدي (عليه السلام)

زيبايي و تناسب اعضا و جوارح انسان از نعمت هاي الهي است که خداوند آن را به حجّت خويش عنايت کرده است و نمي توان آن را به طور کلي تشريح نمود، ولي به برخي از روايات که دربردارنده اوصاف زيباي ظاهري اوست مي پردازيم:
1. رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: المهديُّ منّي، أجلي الجبهة، أقني الأنف؛ مهدي از من است. او داراي پيشاني بلند و گشاده و نيز داراي چهره و بيني برآمده است. (1)
2. در جاي ديگر فرمود: أکحل العينين، کثّ اللحية، علي خدّه الأيمن خال؛ او داراي دو چشم مشکي رنگ و ريشي پر که بر سمت راست صورت [گونه ي او] خالي وجود دارد. (2)
3. امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود: المهديُّ أَقبَلُ أَجعَدُ، هو صاحبُ الوَجهِ الأَقمَرِ والجَبينِ الأَزهرِ و صاحبُ العَلامَةِ و الشَأمَةِ العالِمُ غيرُ مُعَلَّمٍ، المُخبَرُ بالکائناتِ قبل أن يُعلَمَ… ألا إنّ المهديّ يَطلبُ القصاصَ ممّن لايَعرِفُ حقَّنا وهو الشاهِدُ بالحقِّ و خليفةُ اللهِ علي خلقِ اللهِ. اِسمُه کاسمِ جدِّه رسولِ الله (صلي الله عليه و آله و سلم)، ابنُ الحسنِ بنِ عليِّ مِن وُلدِ فاطمةَ مِن ذرّيّةِ الحسينِ وَلَدي…؛ مهدي، قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) داراي چشماني مشکي است که سياهي آن به سمت پايين متداول است. داراي صورتي گرد و مويي پرچين است. چهره اش سفيد و درخشنده و پيشاني اش نوراني است. او داراي علامتي مخصوص [ هم چون خال بر گونه ي راست و نشانه و مُهري همانند مُهر نبوّت در بين دو شانه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)] است. او داناي علوم و اسرار الهي است، بدون آن که معلمي او را آموزش داده باشد. خبر مي دهد از آنچه در اسرار هستي وجود دارد، قبل از آن که کسي خبر دهد… .
آگاه باشيد همانا مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) انتقام ما را از آناني که حق ما را نشناختند خواهد گرفت. او شاهد حقيقي بر همه ي مردم و جانشين خدا بر خلق در روي زمين است. نام مبارکش همانند جدّش، پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) است. او فرزند امام حسن عسکري [عليه السلام] از فرزندان فاطمه [عليها السلام] و از نسل حسين [عليه اسلام] فرزند من است. (3)
4. اباصلت هروي گفته است از حضرت رضا (عليه السلام) پرسيدم: نشانه ها و صفات شخصي حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) چيست تا به هنگام ظهور او را بهتر بشناسيم؟
حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: عَلامَتُهُ أن يَکُونَ شَيخَ السِّنِّ شَابِّ المَنظَرِ حَتِّي إِنَّ النَّاظِرَ إِلَيهِ لَيَحسَبُهُ ابنَ أَربَعِينَ سَنَةً أو دُونَهَا وَ إِنَّ مِن عَلامَتِهِ أَن لا يَهرَمَ بِمُرُورِ الأيَّامِ وَ الَّيَالِي حَتِّي يَأتِيَ أَجَلُهُ؛ نشانه او اين است از نظر سن و سال واقعي کهن سال است، اما چهره و جمال او جواني توانا، خوش منظر و پرطراوت است، به طوري که هر کس به او نگاه مي کند او را جواني چهل ساله و يا کمتر مي بيند و از نشانه هاي او اين است که با گذشت شب و روز پير نمي شود و هم چنان جوان و شاداب مي ماند تا پايان عمرش فرا رسد. (4)

و) اهميّت صفات شخصي بقية الله الأعظم (عليه السلام)

ذکر صفات شخصي حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) حائز اهميت والايي است، زيرا مردم جهان بايد رهبر قدرت مند الهي خود را بشناسند و در برابر او تسليم محض باشند و نکند بعضي از شيادان (5) از اين منصب الهي سوء استفاده کنند و برخي مردم ساده لوح، دنبال آن حرکت کنند و دنيا و آخرت خويش را بر باد دهند و آن شيادان به مطامع شيطاني خود برسند؛ همان طور که نمونه هاي گوناگوني، مدّعي چنين منصب و شخصيتي شدند و پس از مدت کوتاهي رسوا گرديدند و اهداف خبيث و پليدشان برملا گشت؛ چنان چه در بحث « مدعيان دروغين مشاهده و ارتباط » گذشت.
امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمود: إِنَّ مِن أَعظَمِ البَلِيِّةِ أَن يَخرُجَ إِلَيهِم صَاحِبُهُم شَابّاً وَ هُم يَحسَبُونَهُ شَيخاً کَبِيراً (6)؛ همانا از بزرگ ترين آزمايش هاي الهي اين است که صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به صورت جوان ظهور مي کند، در حالي که ياران او گمان مي کنند او پيرکهن سالي است.
علي بن موسي الرضا (عليه السلام) فرمود:
إِنَّ القَائِمَ هُوَ الَّذِي إِذَا خَرَجَ کَانَ فِي سِنِّ الشُيُوخِ وَ مَنظَرِ الشَّبَابِ، قَوِيّاً فِي بَدَنِهِ حَتِّي لَو مَدَّ يَدَهُ إِلَي أَعظَمِ شَجَرَةٍ عَلَي وَجهِ الأرضِ لَقَلَعَهَا وَ لَو صَاحَ بَينَ الجِبَالِ لَتَدَکدَکَت صُخُورُهَا، يَکُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَي وَ خَاتَمَ سُلَيمَانَ (عليهما السلام). ذَاکَ الرّابِعُ مِن وُلدِي يُغَيِّبُهُ اللهُ فِي سِترِهِ مَا شاءَ؛ همانا قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي که خروج مي کند، در سن بالا و کهن سالي است ولکن چهره او جوان و پرطراوت است. او داراي نيروي بدني فوق العاده اي است، چنان چه دست خويش را دراز کند و بخواهد تنومندترين درخت روي زمين را از جاي بکند، آن را خواهد کَند. چنان چه بر کوه ها و بلندترين ارتفاعات، فريادي زند صخره هاي آن در هم مي ريزد و به خود مي لرزد. گويا در دستش عصاي موسي و انگشتر سليمان (عليهما السلام) است [و قدرت اعجاز و شگفت انگيز در همه ي وجودش ديده مي شود]. (7)
در جاي ديگر امام صادق (عليه السلام) درباره ي قائم آل محمد (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: کَأَنِّي بِالقَائِمِ عَلَي نَجَفِ الکُوفَةِ… لا يَهوِي بِهَا إِلَي شَيءٍ أَبَداً إِلّا هَتکَهُ اللهُ فَإِذَا هَزَّهَا لَم يَبقَ مُؤمِنٌ إِلّا صَارَ قَلبُهُ کَزُبَرِ الحَدِيدِ وَ يُعطَي المُؤمِنُ قُوَّةَ أَربَعينَ رَجُلاً…؛ گويا من قائم آل محمد (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را در نجف (کوفه) مي بينم که ظهور کرده است. سراغ چيزي را نخواهد گرفت، مگر اين که خداوند آن را حاضر کند و از جايش برکَنَد و جدايش نمايد و باقي نمي ماند فرد مؤمن مگر اين که دلش همانند قطعه ي آهني خواهد شد و به افراد مؤمن، نيرو و توان چهل نفر عطا خواهد شد. (8)
موسي بن جعفر (عليهما السلام) بعد از نماز عصر براي حضرت بقيّة الله (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دعا کرد و وقتي سائل پرسيد: مَن المدعّو له؟ براي چه کسي دعا مي فرماييد؟ امام هفتم (عليه السلام)، قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) را چنين معرفي کرد: ذَاکَ المَهدِيُّ مِن آلِ محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) ثُمَّ قَالَ (عليه السلام): بِأَبِي المُنتَدَحُ البَطنِ، المَقرُونُ الحَاجِبَينِ، أَحمَشُ السَّاقَينِ، بَعِيدٌ مَا بَينَ المَنکِبَينِ، أَسمَرُ اللَّونِ، يَعتَارُهُ مَعَ سُمرَتِهِ صُفرَةٌ مِن سَهَرِ اللَّيلِ، بِأَبِي مَن لَيلُهُ يَرعَي النُّجُومَ سَاجِداً وَ رَاکِعاً بِأَبِي مَن لا يَأخُذُهُ فِي اللهِ لَومَةُ لائِمٍ مِصبَاحُ الدُّجَي بِأَبِي القَائِمُ بِأَمرِ اللهِ… (9)؛ آن کسي را که برايش دعا مي کنم، او مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از اهل بيت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) است. پدرم به فداي گشاده تن و راست قامت! آن کس که دو ابرويش نزديک به هم و ساق هاي باريکش در کنار يک ديگر، شانه هايش پهن [بين دو شانه فاصله قابل توجهي است]، چهره اش گندم گون، که بر اثر شب زنده داري به زردي گراييده، پدرم فداي کسي باد که با سجده ها و رکوع هاي طولاني و خاضعانه ستارگان شب را رصد مي کند. پدرم فداي کسي باد که در راه خدا هيچ گونه ملامت و سرزنشي بر او اثر نمي کند [و او را از پا در نمي آورد]. او روشن گر هر گونه تاريکي است. پدرم فداي کسي باد که با فرمان خداوند قيام مي کند و به پا مي خيزد.
اين نمونه اي از احاديث بود که از پيامبر گرامي اسلام و جانشينان بر حقّش به ما رسيده و در بردارنده نشانه ها و صفات ظاهري و معنوي اوست. به راستي مجموعه ي اين صفات زيبا را در غير حجت خدا و صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نمي توان يافت. به طور مسلّم، او اسوه ي جهاني خلقت و خليفه خدا در روي زمين است و او تنها وجودي است که همه اوصاف زيباي ظاهري و معنوي را داراست و اوست که مظهر صفات جلال و جمال باري تعالي مي باشد. شاعر گفته است:

شد عالمي اسير جمال تو، رخ نما * * * تا عاشقانه سير جمال خدا کنند
روي تو را نديده خريدار بوده اند * * * « تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند »
از ما جمال خويش مپوشان که گفته اند * * * « اهل نظر معامله با آشنا کنند »
پروانه سوخت ز آتش هجران ولي نگفت * * * « شاهان کم التفات بحال گدا کنند » (10)

ز) رابطة العالم الاسلامي و اعتقاد به مهدي (عليه السلام)

در ميان اسناد مربوط به ظهور مهدي (عليه السلام)، نامه اي است که آن را فردي از اهل سنّت کينيا به « رابطة العالم الاسلامي » (11) نوشته است. آن چه در ذيل مي خوانيد پرسش و پاسخ اجمالي و تفصيلي آن نامه است که در 31 مي 1976 ميلادي، مسئولان رابطة العالم الاسلامي نوشته اند:
ابومحمد شوس طندي از کينيا نوشته است:
سلام عليکم و رحمة الله؛ چنان چه به پرسش هاي من درباره ي مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پاسخ دهيد، تشکّر مي کنم و ممنون شما خواهم بود.
آيا اعتقاد به ظهور مهدي – عليه السلام – جهت از بين بردن ظلم و ستم و جاي گزيني عدل و داد صحيح است؟ پشتوانه ي اعتقادي آن چيست؟
او در چه زمان و مکاني ظهور خواهد کرد؟
مدّت حکومت وي چقدر به درازا خواهد کشيد؟
نَسَب و حَسَب او به چه کسي خواهد رسيد؟
موضع گيري انديشمندان اسلامي چگونه است؟
چنان چه مقدور است تأليفاتي را در اين زمينه معرّفي فرماييد.
ابومحمد، شوس طندي / کينيا
31 مي 1976 ميلادي
« الرابطة العالم الاسلامي » دو پاسخ مختصر و مفصّل ارسال کرده است؛ نامه ي اول در يک صفحه، با امضاي « الامين العامّ محمد صالح القزاز » و نامه ي دوم در سه صفحه، با امضاي مسئول اداره مجتمع فقهي اسلامي به نام محمد المُنتصَر الکتاني:

پاسخ اجمالي:

متن صادره از روابط عمومي رابطه العالم اسلامي / مکّه مکرّمه درباره ي [امام مهدي (عليه السلام)] مورّخ 1396/10/23 هـ.ق به برادر گرامي، ابو محمد شوس طندي، کينيا: (12)
درود و رحمت و برکات الهي براي شما! اما بعد، پاسخ مختصر به نامه ي شما به تاريخ 31/ مي / 1976 ميلادي که در بردارنده ي چند پرسش از زمان و مکان ظهور حضرت مهدي. در پاسخ شما مي گوييم: عقايد شما را ارج مي نهيم و با توجه به فتوا و رأي صادره فاضل ارجمند، شيخ محمد منتصر کتّاني درباره [امام] مهدي منتظر آن را تأييد مي نماييم و هم چنين هيئت دانشمندان ديني ما و شخصيت هاي برجسته همانند شيخ بافضيلت، صالح بن عنيمين و شيخ احمد محمد جمال و شيخ احمد علي و نيز شيخ عبدالله خياط همگي آن را تأييد و تقرير نموده اند.
براساس احاديث وارده از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) درباره ي « مهدي » و مکتوبات ابن تيميه در کتاب « منهاج » و ابن قيم در کتاب « المنار »، فتواي فوق صادر گرديده و با اراده خداوند – متعال – به زودي پاسخ تفصيلي خود را درباره ي « مهدي » دريافت خواهيد نمود و شما و امثال شما از آن بهره مند مي شويد. توفيق و ثبات قدم را براي شما آرزومنديم.
تبريکات ما را پذيرا باشيد.
روابط عمومي – محمد صالح القزاز

پاسخ تفصيلي: (13)

بعد از درود و سلام بر شما
پاسخ به سؤال برادر مسلمان [ارزش مند] از اهل کينيا درباره ي مهدي منتظر [عليه السلام] نسبت به زمان ظهور و مکاني که در آن قيام مي کند و آن چه را که مي توان نسبت به مهدي (عليه السلام) اطمينان پيدا کرد و معتقد بود:
او (مهدي) محمد بن عبدالله حسني علوي فاطمي، همان مهدي موعودي است که انتظار خروج و ظهور او را در آخرالزمان داريم که ظهور او از نشانه هاي بزرگ قيامت است. او از مغرب زمين ظهور مي کند که مردم با او در سرزمين حجاز بيعت خواهند نمود؛ آن هم در مکّه مکرّمه در داخل مسجد الحرام بين رکن [حجر الاسود] و مقام [ابراهيم (عليه السلام)] و بين درب کعبه شريف در نزديک ملتزم.
ظهور مي کند آن گاه که فساد و کفر و تجاوز همه ي مردم را در همه ي ساعات فرا گيرد. او زمين را پر از عدل و داد مي کند؛ همان طور که از جور و ستم پر شده باشد. بر همه ي جهان حکومت خواهد کرد و همه ي گردن کشان و متجاوزان در برابر او تسليم مي گردند يا او را با دل مي پذيرند و در برابر قدرتش تسليم مي شوند.
او به زودي حاکم کُره ي زمين مي گردد و مدّت حکومتش هفت سال به طول مي انجامد. بعد از ظهور و يا هم زمان با ظهورش، عيسي (عليه السلام) فرود مي آيد و با فرمان او دجّال را مي کشد و يا در کشتن دجّال در نزديکي « باب لُد » در سرزمين فلسطين، مهدي را ياري مي دهد.
او آخرين خلفاي راشدين دوازده گانه اي است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از آنان خبر داده (و احاديث آن در صحاح ذکر شده است). احاديث درباره ي مهدي از بسياري از صحابه پيامبر نقل شده و به آن بزرگوار اسناد داده شده است که مي توان برخي از آنان را نام برد؛ همانند عثمان بن عفان، علي بن ابي طالب، طلحة بن عبدالله، عبدالرحمان بن عوف، عبدالله بن عباس، عمّار بن ياسر، عبدالله بن مسعود، ابو سعيد خدري، ثوبان، قرّة بن أياس مزني، عبدالله بن حارث بن جزء، ابوهريره، حذيفة بن يمان، جابر بن عبدالله، ابوأمامه، جابر بن ماجد صدفي، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عمران بن حصين و امّ سلمه. اينان بيست نفري هستند که ما بر آنان آگاهي يافتيم و بسياري از صحابه گران قدر درباره ي مهدي (عليه السلام) گفتار زيادي داشته اند که مجال بررسي سلسله روات آنان وجود ندارد که حکم مرفوعه بودن بر آن ها مي شود. اين احاديث مرفوعه و اقوال ديگر، از جمله چيزهايي است که بر فرمايش پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) اعتماد نموده اند و بر همين اساس بسياري از کتاب هاي اسلامي و حديثي از سنن و معجم ها و مسانيد تدوين گشته است که مي توان کتاب هاي ذيل را نام برد:
سنن ابن داوود، ترمذي، ابن ماجه، ابن عمر والداني مسند احمد بن حنبل، ابن يعلي و بزاز و صحيح حاکم و معجم هاي طبراني (کبير و وسيط) و معجم روياني و الدار قطني في الافراد و ابونعيم در اخبار مهدي، خطيب در تاريخ بغداد، ابن عساکر در تاريخ دمشق و ديگر تأليفات و کتاب ها و برخي هم تأليف خود را اختصاص به مهدي [عليه السلام] داده اند؛ همانند ابونعيم در اخبار مهدي، ابن حجر هيثمي در کتاب قول المختصر في علامات المهدي المنتظر و شوکاني در التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح و ادريس عراقي در المهدي و ابوالعباس بن عبدالمؤمن مغربي در کتاب الوهم المکنون في الردّ علي ابن خلدون و آخرين بحث پرباري که درباره ي مهدي خواندم از مدير دانشگاه اسلامي مدينه منوّره است که در مجلّه دانشگاه، در چند شماره تدوين شده بود.
و هر آينه تصريح شده بر اين که احاديث درباره ي مهدي « متواتر » است و عده ي زيادي از شخصيت هاي قديمي و فعلي آن را پذيرفته اند؛ همانند:
سخاوي در فتح المغيث و محمد بن احمد السفاويني در شرح العقيدة و ابوالحسين الآبري در مناقب الشافعي و ابن تيميه در فتاوي و سيوطي در الحاوي و ادريس عراقي مغربي در المهدي و شوکاني در التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح و محمد بن جعفر کتّاني در نظم المتناثر في الحديث المتواتر و ابوالعباس بن عبد المؤمن مغربي در الوهم المکنون من کلام ابن خلدون.
ابن خلدون در مقدمه خود تلاش کرده است احاديث مربوط به مهدي [عليه السلام] را خدشه دار کند. از اين رو استدلال خويش به حديثي که ابن ماجه نقل کرده تمسّک مي کند و آن اين که « لا مهديّ الّا عيسي؛ مهديي وجود ندارد مگر اين که همان عيسي است » که اين حديث ساختگي است و در نزد ابن ماجه از اعتباري برخوردار نمي باشد که پيشوايان ديني و رهبران مذهبي و دانشمندان در برابر ابن خلدون موضع گرفته اند و سخن او را بي اساس دانسته اند و آن ها را باطل و غير قابل باور خوانده اند و گفته اند: ابن خلدون از جرگه ي دانشمندان دين شناس نيست و هر چه را اظهار داشته، گناه است.
شيخ ما، ابن عبدالمؤمن، کتابي در ردّ ابن خلدون به چاپ رسانده است که بيش از سي سال است که در شرق و غرب شناخته شده است و در ميان مردم وجود دارد.
[در پايان بايد گفت] همه ي حافظان و محدّثان تصريح کرده اند که احاديث مربوط به مهدي، صحيح و حسن است و در تواتر قطعي و صحّت آن ها شکي وجود ندارد.
همانا اعتقاد به ظهور مهدي (عليه السلام)، واجب و لازم است و همانا اين مطلب از عقايد اهل سنّت و جماعت است و کسي نمي تواند آن را انکار کند، مگر از سنت و احاديث بي خبر باشد و بخواهد در عقايد اسلامي خويش بدعت ايجاد کند. خداوند آن کس را به راه حق هدايت کند و راه راست را بدو نشان دهد.
مدير اداره مجمع فقهي اسلامي
محمد المنتصر الکتاني (14)

پي‌نوشت‌ها:

1. کشف الغمة، ج 3، ص 259؛ بحارالانوار، ج 51، ص 80 – 90 و ملامحسن فيض کاشاني، المحجة البيضاء، ج 4، ص 340.
2. کامل سليمان، يوم الخلاص، ص 76.
3. الزام الناصب، ج 2، ص 200.
4. صدوق، کمال الدين، ج 2، باب 57، ص 558، ح 12 و بحارالانوار، ج 52، ص 258.
5. همانند سفياني در ارتش سوريه، پخش عکس در برخي از روستاهاي کرمان، به دام انداختن دختران معصوم و پاک دامن با اين حيله و مکر و سوء استفاده جنسي، اخّاذي و تکدّي از اين راه و… که مي توان به برخي جرايد مراجعه کرد.
6. نعماني، الغيبة، ص 188.
7. کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 376، ب 35.
8. ابن قولويه، کامل الزيارات، ص 120.
9. علامه ميرزا محمد تقي موسوي اصفهاني، مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم (عليه السلام)، ج 2، ص 18، ح 1053.
10. همه مصرع هايي که در گيومه آمده، از لسان الغيب، حافظ شيرازي است و محمد علي مجاهد (پروانه)، سيري در ملکوت، ص 228.
11. الرابطة العالم الاسلامي، مرکز بحث و بررسي مسائل فرهنگي اهل سنت، بزرگ ترين مرکز تبليغاتي حکومت سعودي است که در آن، عده اي از علماي سلفي و وهّابي مشغول کارهاي فرهنگي هستند و بيشتر سمينارها و نشست هاي علمي و… توسط آنان برگزار مي شود و پاسخ به سؤال مراجعه کنندگان به عهده ي آنان است. ساختمان متعلّق به رابطة العالم الاسلامي در شهر مکّه، در نزديکي اول جاده قديمي « جدّه » واقع شده است.
12. [نصّ ما صدر عن الأمانة العامّة لرابطة العالم الإسلامي / مکَة المکرّمة حول المهدي (عليه السلام) بتاريخ 1396/10/23 هـ] المکرّم أبو محمد شوس المحترم طندي/ کينيا:
السلام عليکم و رحمة الله و برکاته و بعد: إشارة إلي خطابکم المورّخ في 31/ مايو/ 1976 م المتضمّن استفسارکم عن موعد ظهور المهدي و في أيّ مکان يقيم.
نفيدکم بأنّنا نرفق لکم مع خطابنا إليکم ما جاء من الفتوي في مسألة المهدي المنتظر و قد قام بکتابته فضيلة الشيخ محمّد المنتصر الکتاني و أقرّته اللجنة المکوّنة من أصحاب الفضيلة الشيخ صالح بن عنيمين و فضيلة الشيخ أحمد محمّد جمال و فضيلة الشيخ أحمد عليّ و فضيلة الشيخ عبدالله الخيّاط.
و قد دعم الفتوي بما ورد من أحاديث المهديّ عن الرسول صلّي الله عليه و آله و سلّم و بما ذکره ابن تيميّة في المنهاج بصحّة الاعتقاد و ابن القيم في المنار… و إن شاء الله تعالي ستجدون في الکتابة طلبکم و ما ينفعکم في مسألة المهدي أنتم و مَن کان علي مثلکم، آملين لکم التوفيق و السداد.
و تقبلوا تحيّاتنا… الأمين العام
« محمد صالح القزاز »
13. [جواب المجمع الإسلامي] للأمانظ العامّة الموقّرة؛
بعد التحيّة: جواباً عمّا يسأل عنه المسلم الکيني في شأن المهدي المنتظر عن موعد ظهوره و عن مکان الّذي يظهر منه و عن ما يطمئنّه عن المهديّ عليه السلام.
هو: محمّد بن عبدالله الحسني العلوي الفاطمي المهديّ الموعود المنتظر موعد خروجه في آخر الزمان و هو من علامات الساعة الکبري يخرج من المغرب و يبايع له في الحجاز في مکّة المکرّمة بين الرکن و المقام – بين باب الکعبة المشرّفة و الحجر الأسود عند الملتزم -.
و يظهر عند فساد الزمان و انتشار الکفر و ظلم الناس يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً يحکم العالم کلّه و تخضع له الرقاب بالإقناع تارة و بالحرب أخري.
و سيملک الأرض سبع سنين و ينزل عيسي عليه السلام من بعده فيقتل الدجّال أو ينزل معه فيساعده علي قتله بباب لدّ بأرض فلسطين.
و هو آخرالخلفاء الراشدين الإثني عشر الّذين أخبر عنهم النبيّ صلوات الله و سلامه عليه في الصحاح. و أحاديث المهدي واردة عن الکثير من الصحابة يرفعونها إلي رسول الله صلّي الله عليه و سلّم. و منهم: عثمان بن عفان، و عليّ بن أبي طالب، و طلحة بن عبدالله، و عبدالرحمن بن عوف، و عبدالله بن عباس، و عمّار بن ياسر، و عبدالله بن مسعود، و أبوسعيد الخدري، و ثوبان، و قرّة بن أياس المزني، و عبدالله بن الحارث بن جزء و أبوهريرة، و حذيقة بن اليمان و جابر بن عبدالله و أبوأمامة و جابربن ماجد الصدفي، و عبدالله بن عمر، و أنس بن مالک و عمران بن حصين و أم سلمة.
هؤلاء عشرون منهم ممّن وقفت عليهم و غيرهم کثير و هناک آثار عن الصحابة مصرّحة بالمهديّ من أقوالهم کثيرة جدالها حکم الرافع إذا لا مجال للاجتهاد فيها.
أحاديث هؤلاء الصحابة الّتي رفعوها إلي النبيِ صلّي الله عليه و سلّم و الّتي قالوها من أقوالهم اعتماداً علي ما قاله رسول الله صلوات الله و سلامه عليه رواها: الکثير من دواوين الإسلام و أمّهات الحديث النبوي من السنن و المعاجم و المسانيد منها:
سنن أبي داوود، و الترمذي، و ابن ماجة، و ابن عمر والداني و مسانيد أحمد، و ابن يعلي و البزاز و صحيح الحاکم، و معاجم الطبراني: الکبير و الوسيط و الروياني، و الدار قطني في الافراد و أبونعيم في أخبار المهدي، و الخطيب في تاريخ بغداد و ابن عساکر في تاريخ دمشق و غيرها.
و قد خصّ المهديّ بالتأليف: أبونعيم في أخبار المهديّ و ابن حجر الهيثمي في القول المختصر في علامات المهديّ المنتظر، و الشوکاني في التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدّجال و المسيح و إدريس العراقي المغربي في تأليفه المهديّ و أبو العباس بن عبد المؤمن المغربي في کتابه: الوهم المکنون في الرّد علي ابن خلدون.
و آخر من قرأت له عن المهديّ أنّها متواترة جمع من الأعلام قديماً و حديثاً منهم:
السخاوي في فتح المغيث، و محمد بن أحمد السفاويني في شرح العقيدة، و أبوالحسين الآبري في مناقب الشافعي، و ابن تيمية في فتاواه، و السيوطي في الحاوي، و إدريس العراقي المغربي في تأليف له عن المهدي، و الشوکاني في التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح، و محمد بن جعفر الکتاني في نظم المتناثر في الحديث المتواتر، و ابوالعباس ابن عبدالمؤمن المغربي في الوهم المکنون من کلام ابن خلدون رحمهم الله و حاول ابن خلدون في مقدّمته أن يطعن في أحاديث المهديّ محتجّاً بحديث موضوع لا أصل له عند ابن ماجة: لا مهدي الّا عيسي. و لکن ردّ عليه الأئمّة و العلماء و أنّه ليس من علماء الشريعة و أنّه قال باطلاً من القول وزوراً. و خصّه بالردّ شيخنا ابن عبدالمؤمن بکتاب مطبوع متداول في المشرق و المغرب منذ أکثر من ثلاثين سنة.
و نصّ الحفّاظ و المحدّثون علي أنّ أحاديث المهديّ فيها الصحيح و الحسن و مجموعها متواتر مقطوع بتواتره و صحّته.
و أنّ الاعتقاد بخروج المهديّ واجب و أنّه من عقائد أهل السنّة و الجماعة و لاينکره إلّا جاهل بالسنّة و مبتدع في العقيدة.
والله يهدي الي الحقّ و يهدي السبيل.
مدير ادارة المجمع الفقهي الاسلامي
محمد المنتصر الکتاني
14. مؤسسة النشر الاسلامي، احاديث المهدي (عليه السلام) من مسند احمد بن حنبل، ص 161 – 165.

منبع مقاله :
زماني، احمد؛ (1393)، انديشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگي حکومت جهاني صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

width:100%" rows="7">